معنی بد سگالیدن
6 بازدید
[ بَ سَ / سِ دَ ] (مص مرکب) دشمنی کردن بدخواهی نمودن. زیان رسانیدن. (ناظم الاطباء). مکر. (مجمل اللغة). رجوع به سگالیدن شود.
کلمات همقافیه با «بد سگالیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر