معنی بدیشان
6 بازدید
[ بِ ] (حرف اضافه ضمیر) به ایشان. (آنندراج) (ناظم الاطباء). به آنان : بدیشان بگفت آنچه در خواب دید جز آن هرچه از کاروانان شنید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بدیشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر