معنی بدگوهری
7 بازدید
[ بَ گَ / گو هَ ] (حامص مرکب) بداصلی. بدنهادی. (از ولف). بدنژادی : باللَّه ار با من توان بستن به مسمار قضا جنس این بدسیرتی یا مثل این بدگوهری. انوری. و رجوع به ترکیبات گوهر شود.
کلمات همقافیه با «بدگوهری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر