معنی بدکاره
6 بازدید
[ بَ رَ / رِ ] (ص مرکب) بدعمل (زن). زن تباهکار. زانیه. هرزه. فاجر. (یادداشت مؤلف): زاهد... خانهٔ زن بدکاره ای مهمان شد. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «بدکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر