معنی بدور
6 بازدید
[ بُ ] (ع مص) پیشی گرفتن و شتافتن سوی چیزی. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). پیشی گرفتن. سوی چیزی شتافتن. (تاج المصادر بیهقی). مبادرة. اسراع. (از اقرب الموارد).[ بُ ] (ع اِ) جِ بَدْر. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (از اقرب الموارد): ساحت سینه های مشتاقان زآرزوی تو شد بدور و شموس.سنایی. || جِ بدرة. (ناظم الاطباء). و رجوع به بدر و بدرة شود.
کلمات همقافیه با «بدور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر