معنی بدقول
7 بازدید
[ بَ قَ / قُو ] (ص مرکب) که به قول خود وفا نکند. مخلاف. مقابل خوش قول. (یادداشت مؤلف): این مردی بدقول و بی وفا و بدعهد است. (اسکندرنامه نسخهٔ سعید نفیسی).
کلمات همقافیه با «بدقول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر