معنی بدخصالی
5 بازدید
[ بَ خِ ] (حامص مرکب) بدکرداری. بدصفاتی. بدطبیعتی: دزدان در کوه و کمر چران از بدخصالی. (مجالس سعدی ص ۲۳).
کلمات همقافیه با «بدخصالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر