معنی بدخشانی
6 بازدید
[ بَ دَ ] (ص نسبی) منسوب به بدخشان. || لعل. (زمخشری). یاقوت. (از دزی ج ۱ ص ۵۷): وز انگشت شاهان سفالین نگین بدخشانی آید بچشم کهین.ابوشکور.
کلمات همقافیه با «بدخشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر