معنی بدحواسی
4 بازدید
[ حَ ] (حامص مرکب) بی هوشی. بی حسی. آشفتگی و جنون. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بدحواسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر