معنی بدبنیاد
6 بازدید
[ بَ بُ نْ ] (ص مرکب) بدنهاد. بدذات. (یادداشت مؤلف). - امثال: سگ را اگر خدمت کنی بهتر که بدبنیاد را. (امثال و حکم دهخدا ج ۲ ص ۹۸۴).
کلمات همقافیه با «بدبنیاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر