معنی بدایع
4 بازدید
[ بَ یِ ] (ع ص، اِ) چیزهای تازه و نادر و عجیب. (ناظم الاطباء). تازه ها. نوباوه ها. نوپدیدکرده ها. نوآورده ها: از هر صنایعی که بخواهی بر او اثر وز هر بدایعی که بجویی برونشان.فرخی. و بدایع ابداع را در عالم کون و فساد پیدا کرد. (کلیله و دمنه). می اندیشم که بلطایف حیل و بدایع تمویهات گرد این غرض درآیم. (کلیله و دمنه). ابوالنصر... عتبی در تحریر و تقریر این کتاب [ تاریخ یمینی ] سحر حلال نموده است و بدایع اعجاز اظهار کرده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ بنگاه ترجمه و نشر کتاب ص ۱۰). این کلمات از حکم و بدایع سخن امام ابوالطیب است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۵۰). در کتاب لطایف الآداب از تصنیف عتبی نوادر اخبار و بدایع خطب و اشعار او (ابو جعفر محمد) بعضی مسطور است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۶۳). پروردگاری که به اختلاف لغات و صفات شکر روایع بدایع صنایع او مقصور است. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «بدایع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر