معنی بدارقه
9 بازدید
[ بَ رِ قَ ] (ع اِ) ظاهراً از بدرقه (بدرقة) گرفته شده که گویا مسافران و کاروانیان را بدرقه می کرده و از حکومت مشاهره می گرفته اند: ذکر مال عمال و اهل نزول در نواحی قم، در اصل از برای اصحاب سیارات و بدارقه به قم قسمتی کرده اند. (تاریخ قم ص ۱۶۵). و برزیگران و اربابان را، به مشاهره و پایمزد بدارقه، و قسمتهایی الزام و تکلیف نمی کردند. (تاریخ قم ص ۱۸۶). و رجوع به بدرقه شود.
کلمات همقافیه با «بدارقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر