معنی بدآگاهی
6 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) خبر بد. خبر مرگ. نعی. (یادداشت مؤلف): ور از من بدآگاهی آرد کسی مباش اندرین کار غمگین بسی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «بدآگاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر