معنی بدآموخته
6 بازدید
[ بَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آنکه بد تعلیم شده. - بدآموخته شدن؛ تعلیم بد و زشت شدن. بد عادت شدن. - بدآموخته کردن؛ تعلیم بد و زشت کردن بد عادت کردن و رجوع به بدآموختن شود.
کلمات همقافیه با «بدآموخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر