معنی بخورک
5 بازدید
[ بُ رَ ] (اِ) ارژن. (فرهنگ فارسی معین). نامی است که در شیراز به ارژن دهند. (یادداشت مؤلف). و رجوع به ارژن شود. || بادام کوهی. (یادداشت مؤلف). نامی است که در فارس به بادام دهند. (از جنگل شناسی کریم ساعی ج ۲ ص ۲۲۷). رجوع به ارزن و ارجان و بادام شود. || مغز هستهٔ تلخ که شیرین کنند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بخورک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر