معنی بخشیگری
5 بازدید
[ بَ گَ ] (حامص) منصب و درجهٔ حکومت کل و رتبهٔ منشی گری. (ناظم الاطباء). عهده و خدمت سپهسالاری. (آنندراج). || بخشی بودن، در دین و آیین بخشیان بودن : [ غازان ] کمالیتی تمام حاصل کرد بر وجهی که بشیوهٔ بخشیگری عظیم ماهر شد. (تاریخ غازانی ص ۷۸). و رجوع به بخشی شود.
کلمات همقافیه با «بخشیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر