معنی بخردوار
6 بازدید
[ بِ رَ ] (ص مرکب) خردمندانه. هوشیارانه : امیر سخت شادمانه شد و گفت ای طاهر،... سخت بخردوار جوابی است. (از تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «بخردوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر