معنی بختگاو
6 بازدید
[ بُ ] (اِ) آب نیم گرم مطبوخ بعضی داروها که به آرامی به روی سر بریزند. (ناظم الاطباء). اسپرم آب. نطول. و آن دوائی چند است که باهم بجوشانند و بدن بیمار را بدان بشویند. (برهان قاطع) (آنندراج). و رجوع به نطول شود.
کلمات همقافیه با «بختگاو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «او» برای سرودن شعر