معنی بختگان
5 بازدید
[ بُ / بَ تَ ] (اِخ) بختکان. نسبت پدری بزرجمهر وزیر انوشیروان. و رجوع به بختجان و بختکان شود و هم چنین رجوع به ترجمهٔ مقالات کریستن سن تحت عنوان داستان بزرجمهر حکیم در مجلهٔ مهر سال اول ۱۳۱۳ شود.[ بَ ] (اِخ) دریاچه ای در فارس به طول قریب ۸۰ هزارگز و محیط آن گاهی به ۲۴۰ هزارگز بالغ شود. رود کر بدین دریاچه می ریزد و چند جزیرهٔ کوچک دارد. دریاچهٔ بختگان در میانهٔ بلوک کربال و بلوک ارسنجان و بلوک آباده طشک و بلوک نیریز و ناحیهٔ خیر اصطهبانات افتاده، درازی آن از رستاق نیریز تا بسطام آباد ارسنجان نزدیک به بیست ویک فرسخ و منتهای پهنای آن از کوشک آباده طشک تا خانه کت اصطهبانات هفت فرسخ. (فارسنامهٔ ناصری). و این رود کر در بحیرهٔ بختگان می افتد. و رود کر هم در میان مرودشت می آید و منبع آن از کلار است و در دریای بختگان می افتد. (از فارسنامه ابن البلخی ص ۱۲۵ و ۱۲۸). و رجوع به حدودالعالم و فارسنامهٔ ناصری و نزهةالقلوب ج ۳ ص ۲۴۰ و ۲۱۹ شود.[ بَ تِ ] (اِخ) دهی از دهستان ابوالعباس بخش جانگی گرمسیر اهواز در ۶هزارگزی شمال خاوری باغ ملک. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «بختگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر