معنی بخارناک
7 بازدید
[ بُ ] (ص مرکب) نفاخ. بادآور: و هرچه از شیر سازند زیان دارد چون همه چیزهاء تیز بخارناک. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و از طعامهاء بخارناک پرهیز کردن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «بخارناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر