معنی بحمداللََّه

معنی بحمداللََّه

6 بازدید
[ بِ حَ دِلْ لاه ] (ع صوت مرکب، شبه جمله) شکر خداوند را. بشکر خداوند. در موقع شکر استعمال میشود؛ یعنی شکر خدا را. (ناظم الاطباء): بحمداللََّه که با قدر بلندش کمالی در نیابد جز سپندش.نظامی. نسب گوئی بنام ایزد ز جمشید حسب پرسی بحمداللََّه چو خورشید.نظامی. بحمداللََّه از هیچ بالا و پست نیامد درین ملک موئی شکست.نظامی. بحمداللََّه این سیرت و رای راست اتابک ابوبکربن سعد راست. سعدی (بوستان). نداری بحمداللََّه آن دسترس که برخیزد از دستت آزار کس.(بوستان). مراست با همه عیب این هنر بحمداللََّه که سر فرونکند همتم به هر جائی.سعدی. چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمداللََّه نه میل لاله و نسرین نه برگ نسترن دارم. حافظ. - بحمداللََّه و المنة؛ خدای را شکر و منت او را: گرم صد لشکر از خوبان بقصد دل کمین سازند بحمداللََّه و المنة بتی لشکرشکن دارم. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «بحمداللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید