معنی بجوشین
5 بازدید
[ بِ ] (اِخ) دهی از دهستان اوزومدل بخش ورزقان اهر. سکنهٔ آن ۳۴۶ تن، آب از چشمه. محصول آن غلات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «بجوشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر