معنی بجدی
9 بازدید
[ بُ ] (اِخ) دهی از دهستان شهاباد بیرجند در ۱۲ هزارگزی شمال بیرجند، سکنهٔ آن ۲۲۲ تن، آب از قنات. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت و کرباس بافی. به اصطلاح محلی آنجا را کماته بجدی نیز گویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «بجدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر