معنی بجدم
5 بازدید
[ بَ دُ ] (اِخ) دهی از دهستان کاسعیده چهاردانگه ساری در ۲۲ هزارگزی کیاسر. سکنهٔ آن ۱۵ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «بجدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر