معنی بجدل
6 بازدید
[ بَ دَ ] (اِخ) ابن سلیم. مردی از عرب آنکه انگشت امام حسین (ع) را پس از کشته شدن برید تا انگشتری بیرون کند: دیگری از آن جمله [ از قتلهٔ حضرت حسین ] بجدل بن سلیم است که طمع در خاتم امام حسین (ع) کرده بود و مختار فرمود که دست و پای او را بریدند و او در میان خاک و خون می غلطید تا به اسفل السافلین واصل گردید. (حبیب السیر ج ۲ ص ۱۴۳).
کلمات همقافیه با «بجدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر