معنی بجخیزیدن
6 بازدید
[ بَ دَ ] (مص) غلطیدن است بر چیزی. (فرهنگ اسدی): چه سود کند که آتش عشقش دود از دل و جان من برانگیزد پیش همه مردمان و او عاشق جوینده بخاک بر ببجخیزد.عسجدی.
کلمات همقافیه با «بجخیزیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر