معنی بجبجة
6 بازدید
[ بَ بَ جَ ] (ع مص) بازی کردن با طفل چنانکه از فریاد و فغان بازماند. (از اقرب الموارد). لالائی خواندن. نواختن کودک و جز آن. بانگی که به وقت خواباندن کودک کنند. (منتهی الارب) (آنندراج). چیزی کردن که کودک به آن فریفته شود.
کلمات همقافیه با «بجبجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر