معنی بتکة
6 بازدید
[ بِ / بَ کَ ] (ع اِ) پاره. بریده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). قسمتی از چیزی بریده. ج، بِتَک و از آن است: و انفلت منه الطائر و فی یده بتکة. (از اقرب الموارد). || آنچه برکشیده شود از موی و پر مرغ و پشم و مانند آن. ج، بِتَک (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || تاریکی شب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بتکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر