معنی بتول
6 بازدید
[ بُ ] (اِ) پر آمدن دل باشد از چیزی. (از فرهنگ اسدی): اگر بتول گرفت از تو این دلم نه عجب بتول گیرد دل از حدیث ناپدرام.؟[ بَ ] (ع ص) قطوع. قطع کننده. (آنندراج) (غیاث اللغات). || منقطعهٔ از زواج. (از اقرب الموارد). || پاک دامن. پارسا. (فرهنگ فارسی معین). || زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). زن دوشیزه و جداشده از مردان و بریده از دنیا. (آنندراج). دوشیزهٔ از مردان بریده. (یادداشت مؤلف). زن باکرهٔ بریدهٔ شده از دنیا و بریده شده از شوهر. دختری که شوی نکند. زنی که از دنیا بریده باشد بجهت خدای تعالی. (از ناظم الاطباء). بتیل. بتیلة. عذراء. از دنیا گسسته و بخدا پیوسته. دختری باشد که از دنیا بریده و بخدا پیوسته و پیوند با جهان دیگر استوار کرده باشد و این صفت ویژهٔ حضرت سیدة نساءالعالمین فاطمةالزهراء سلام اللََّه علیها دخت خاتم النبیین (ص) است. (یادداشت مؤلف). || لقب فاطمة بنت نبی علیهما الصلوة والسلام بدان جهت که در فضل و دین و حسب از زنان زمانهٔ خود و زنان امت متفرد بود و همتا نداشت. (ناظم الاطباء). چون حضرت فاطمه قاطع علائق دنیا بود لهذا بتول گفتند. (غیاث اللغات) (آنندراج). چون از مردان بریده و به طاعت خدای عزوجل مختص شده بود بدین نام شهرت یافت. (از مهذب الاسماء). || لقب مریم عذراء مادر مسیح علیهاالسلام. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و بتیل و بتیلة نیز بدین معنی آمده است. لقب سیده مریم عذرا. (از اقرب الموارد). لقب حضرت مریم علیها السلام که ممتاز بود از زنان بحسب دین و بریده بود از دنیا به خدا. (از آنندراج). || نهالی که از بن درختی برآمده و از آن درخت مستغنی شده باشد. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). خرمابن جدا کرده و نشانده از بیخ نخلی دیگر. نهال خرما. (یادداشت مؤلف). درخت خرد خرما که از درخت بزرگ که ام اوست جدا باشد. - بتول نورانی، دختر نورانی؛ اصطلاحی در تثلیث کیش مانوی. در بعضی از قطعات [ مانوی ] که به لهجهٔ شمالی و سغدی است می بینیم که در زمانهای بعدی دورهٔ سوم آفرینش مانند دو دورهٔ مقدم بر آن انبساط یافته و موجد تثلیثی شده است از این قرار: عیسی، بتول نورانی و منوهمیذ بزرگ. (از ترجمهٔ ایران در زمان ساسانیان ص ۲۱۱).[ بِ ] (فرانسوی، اِ) یکی از داروهای جدید که عبارت است از سالیسیلات نفتول. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بتول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر