معنی بتفاریق
6 بازدید
[ بِ تَ ] (ق مرکب) کم کم. متناوباً. اندک اندک : [ مال را ] یا دزد ببرد و یا خواجه بتفاریق بخورد. (گلستان).
کلمات همقافیه با «بتفاریق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر