معنی ببا
6 بازدید
[ بَ ] (ص) در خانه. در سرا. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری) (برهان قاطع). در که به عربی باب گویند. (فرهنگ ضیاء). || آشی که از بنه پزند. (ناظم الاطباء) (هفت قلزم). آشی که از بن پزند و بن را به عربی حبةالخضراء گویند. (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری).[ بَ ] (ص) چند. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۵۱): ببا روزگاری برآید برین کنم پیش هرکس هزار آفرین.ابوشکور. اما این کلمه محرف «بتا»ست و در شعر ابوشکور نیز همان است. رجوع به «بتا» شود.[ بَ ] (اِخ) قصبه ای است در صعید به ساحل غربی نیل و در حوالی بهنسا. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «ببا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر