معنی بایندرخان
8 بازدید
[ یَ دُ ] (اِخ) از امراء طوالش در زمان شاه طهماسب صفوی و سلاطین بعد از او. امیر بزرگ طایفهٔ طوالش بود و در آستارا مسکن داشت، و پسرش امیر حمزه خان بود که در اوایل جلوس شاه عباس او طغیان کرد. ساوردخان نوادهٔ بایندرخان نیز بعد از پدر حاکم آستارا بود. و رجوع به عالم آرای عباسی ص ۱۱۲، ۱۴۱، ۲۶۷، ۲۶۹، ۴۴۱ و۱۰۸۶شود.
کلمات همقافیه با «بایندرخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر