معنی بایندر
6 بازدید
[ یَ دُ ] (اِخ) نام طایفه ای از ترکمانان که در زمان حکومت تیموریان و خصوصاً سلطان میرزا بایسنقر شوکت و شکوهی یافتند و چون به مخالفت میرزا بایسنقر و موافقت مسیح میرزا پسر امیر حسن بیک اتفاق نمودند در جنگ قراباغ از میرزا بایسنقر شکست خوردند. مسیح میرزا با اکثر بایندریه به قتل رسیدند. (از حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۴۳۶). || نام طایفه ای از ترکمانان ایران (این کلمه بصورت بای ایندر نیز نوشته شده است). (از جغرافیای سیاسی کیهان).[ یَ دُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان در ۱۸ هزارگزی جنوب مرکز بخش. آب آن از چشمه و قنات، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت، چوبداری، قالی و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).[ یَ دُ ] (اِخ) نام ولایتی در ۵۵ هزارگزی جنوب شرقی ازمیر. (از قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۱۲۳۷).
کلمات همقافیه با «بایندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر