معنی بایز
6 بازدید
[ یِ ] (ع ص) بائز. زنده و مرد نیکوحال. (ناظم الاطباء). عائش. (تاج العروس). || هالک. (تاج العروس). و این از اضداد است.
کلمات همقافیه با «بایز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر