معنی باکر
5 بازدید
[ کِ ] (ع ص، اِ) بامداد. (ناظم الاطباء). علی الصباح. (آنندراج). ابتدای صبح. پگاه: خرج الی المسجد باکراً و الی الصلاة فی اول وقتها؛ پگاه بسوی مسجد رفت و نماز اول وقت گزارد. (از تاج العروس). بُکرَة. اتاه باکراً؛ یعنی بامداد. (از اقرب الموارد). || صاحب بَکور یعنی صاحب بارانی که در آغاز بهار ببارد. (از اقرب الموارد). || نخلة باکر؛ تبکر بحملها؛ نخله که بار آن زودتر ببار آید. (از تاج العروس). || دست نخورده. بکر. دوشیزه. - باکران بهشت؛ کنایه از حوران است. (آنندراج) (هفت قلزم). رجوع به بکر شود.[ ] (اِخ) اسم یکی از اولاد بن یامین است و نسل او را باکریان گویند. (از قاموس کتاب مقدس). || اسم یکی از بنی افرائیم است که برد نیز خوانده شده است. (از قاموس کتاب مقدس).[ کِ ] (اِخ) والنتین. از سرداران انگلیسی معروف به باکرپاشا. او بسال ۱۸۲۵ م. بدنیا آمد و در سال ۱۸۸۸ م. درگذشت. در جنگهای کریمه شرکت داشت، در سال ۱۸۷۳ به ایران مسافرتی کرد. بعداً بعنوان یک افسر به استخدام ارتش ترکیه درآمد، و آنگاه از سرداران بزرگ مصر شد (۱۸۸۲). از کتب معروف او «انگلستان و روسیه در خاور میانه» است.[ کِ ] (اِخ) سر ساموئل وایت. از سیاحان معروف انگلیسی که در سال ۱۸۲۱ م. در لندن متولد شد و در ۱۸۹۳ م. درگذشت. او هشت سال در سیلان بود. در جنگهای کریمه نیز شرکت کرد، اولین راه آهن ترکیه را در ۱۸۶۱ پی ریزی کرد. اواخر عمر به انگلستان بازگشت و در یورکشایر درگذشت. یادداشتهای متعددی از او باقی است.[ کِ ] (اِخ) هنری. از طبیعی دانان انگلیسی که در سال ۱۷۷۴ م. درگذشت. او دربارهٔ حیوانات تک سلولی به تحقیقات مهمی پرداخته است.[ کِ ] (اِخ) دیوید. از مورخان انگلستان. متولد بسال ۱۵۷۵ م. و متوفی بسال ۱۶۴۱ م. در لندن.[ کِ ] (اِخ) سر ریچارد. از نویسندگان و مورخان مذهبی انگلیسی متولد ۱۵۶۸ م. و متوفی در لندن بسال ۱۶۵۴ م. مدتی در زندان بود و کتب خود را بیشتر در زندان نوشت و شاهکار او «تاریخ پادشاهان انگلستان» است که از عهد رومن ها تا مرگ ژاک اول را نوشته است.[ کِ ] (اِخ) رابرت. سیاح انگلیسی که در سال ۱۵۸۰ م. در انگلستان درگذشت. وی اولین کسی است که بسال ۱۵۶۳ م. سفری به سواحل گینه کرده است.
کلمات همقافیه با «باکر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کر» برای سرودن شعر