معنی باور

معنی باور

6 بازدید
[ وَ ] (اِ) قبول. تصدیق سخن. (برهان قاطع). گمان میکنم از حرف «بـ» و «آور» بمعنی یقین مرکب است. (یادداشت مؤلف). مخفف بآور است. (فرهنگ رشیدی). قبول داشتن. (غیاث اللغات). و کسانی که به ضم «واو» خوانند خطاست. (آنندراج). اصل این کلمه از ریشهٔ ور بمعنی برگزیدن و برتری دادن و گرویدن است. (از فرهنگ ایران باستان پورداود ص ۶۲). و بازشناختن و اعتقاد داشتن نیز معنی میدهد و کلمهٔ واور پهلوی و باور پارسی از ریشهٔ «ور» پهلوی اشتقاق یافته است. (از مزدیسنا و ادب پارسی دکتر معین ص ۴۴۲). استوار. راست. یقین. (برهان قاطع). - باور بودن؛ پذیرفته بودن. مورد قبول بودن. مورد اعتقاد بودن. استوار و یقین آمدن : نگه کن که تا چون بود باورم چو کردارهای تو یاد آورم.فردوسی. نشانی که بد داده مادر مرا بدیدم نبد دیده باور مرا.فردوسی. اقوال مرا گر نبود باورت، این قول اندر کتب من یک یک بشمر و بنگر. ناصرخسرو. پیکان تیر غمزهٔ تو بر دل من است گر نیست باورت ز من اکنون بیار دست. کمال اسماعیل. اقبال را بقا نبود دل بر او مبند عمری که در غرور گذاری هبا بود ور نیست باورت زمن این نکتهٔ شریف اقبال را چو قلب کنی لابقا بود.دهلوی. - باور داشتن؛ استوار داشتن. (برهان قاطع). اعتماد کردن به حرف کسی. (از فرهنگ شعوری ج ۱ ورق ۱۶۱). راست داشتن بر گفتار کسی. (فرهنگ اسدی). اعتبار کردن. (غیاث اللغات). و رجوع به باور داشتن در جای خود شود. - || اعتقاد. ایمان. (یادداشت مؤلف): نیست در فن خودم چون خور شاهان همت بازپرس از سخنم گر تو نداری باور. خلاق المعانی (از شعوری). - بدباور؛ که دشوار و سخت باور کند. که به آسانی باور نکند. دیرباور. - خوش باور؛ که زود باور کند. که زود بپذیرد. - دیرباور؛ که دیر باور کند. که شک آرد. که آسان نپذیرد. که آسان قبول نکند. - زودباور؛ که زود باور کند. زودپذیرنده. آسان قبول کننده. بتازی «وابصة سمع» گویند؛ یعنی زودباور. - ناباور؛ نااستوار. غیرقابل قبول : سخن گر چو گوهر برآرد فروغ چو ناباور افتد نماید دروغ.نظامی.

کلمات هم‌قافیه با «باور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید