معنی باودای
6 بازدید
(اِخ) رئیس قورچیان دستگاه امیر نوروز در زمان غازان خان : فرمان شد تا باودای که امیر قورچیان بود از حال ایشان تفحص نماید. (تاریخ مبارک غازانی ص ۴۶). شهزاده غازان، باودای را که امیر قورچیان بود یعنی ساقه و کجکه در اهتمام او بود فرمود تا احوال آن سپاه بازداند. (همان کتاب ص ۵۲).
کلمات همقافیه با «باودای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر