معنی باهیبت
4 بازدید
[ هَ / هِ بَ ] (ص مرکب) که هیبت دارد. مهیب : و مردمانی [ مردم بلغار ] دلیرند و جنگی و باهیبت. (حدود العالم).... ناحیتی است بسیاردرخت و با آبهای روان و مردم آنجا نیکورو و باهیبت اند. (حدود العالم). شداد با یک غلام رو به بهشت نهاد، چون آنجا رسید شخصی باهیبت دید ایستاده. (قصص الانبیاء ص ۱۵). تهیدست با هیبت و نام و ننگ زن زشتروی نکوچادر است. سعدی (صاحبیه). تهبیب؛ باهیبت گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «باهیبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر