معنی بانگ کننده
4 بازدید
[ کُ نَ دَ / دِ ] (نف مرکب) که بانگ کند. که فریاد زند. که فریاد برآورد. که آوا برآورد. صارخة. عجاج. (دهار). مضوضی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «بانگ کننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر