معنی بانگ خاستن
5 بازدید
[ تَ ] (مص مرکب) بانگ بخاستن. فریاد بلند شدن. بانگ برشدن. آوا برخاستن : بلبل بستانسرا صبح نشان میدهد وز در ایوان بخاست بانگ خروسان بام. سعدی (طیبات).
کلمات همقافیه با «بانگ خاستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر