معنی بامبول سوار کردن
4 بازدید
[ سَ کَ دَ ] (مص مرکب) حقه زدن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). بامبول درآوردن. شیوه زدن. کلک زدن. رجوع به بامبول و دیگر ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «بامبول سوار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر