معنی بالندگی
6 بازدید
[ لَ دَ / دِ ] (حامص) حالت و چگونگی بالنده. عمل بالنده. رشد. نمو: ز سرو سهی رفت بالندگی طبیعت درآمد به نالندگی.نظامی.
کلمات همقافیه با «بالندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر