معنی بالفور

معنی بالفور

6 بازدید
(اِخ) (آرتور- جمس، لرد..) از رجال معروف سیاست انگلستان که به سال ۱۸۴۸ م. در اسکاتلند بدنیا آمد و در سال ۱۹۳۰ م. درگذشت. او در کنگرهٔ برلن (۱۸۷۸) از اعضای مؤثر بشمار میرفت. به ادبیات و فلسفه و حکمت الهی علاقه داشت و رساله ای تحت عنوان «دفاع از شک فلسفی» نوشت. وی به ریاست دانشگاه گلاسکو رسید، دخالت او در امور مربوط به سیاست انگلستان و ایرلند بسیار قابل توجه بود. در ۱۸۹۱ مقام لرد خزانه داری را یافت و سپس به رهبری محافظه کاران رسید و از همکاران لرد سالیسبوری گشت و در ۱۹۰۲ خود نخست وزیر شد. در جریان جنگ بزرگ جهانی اول، مقام وزارت خارجهٔ انگلستان را به او سپردند و با مسافرت او به کانادا همکاری دومینیون صورت گرفت.
(اِخ) (فرانسیس ...) فیزیولوژیست انگلیسی. متولد ۱۸۵۱ م. در ادیمبورگ و متوفی بسال ۱۸۸۲ م. او تحقیقات علمی خود را بیشتر در ناپل انجام داد، و سرانجام به استادی دانشگاه کمبریج انگلستان رسید.

کلمات هم‌قافیه با «بالفور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید