معنی بالفعل
6 بازدید
[ بِلْ فِ ] (ع ق مرکب) (از: ب +ال + فعل) فعلاً. اکنون. کنون. نقداً. در حال حاضر. هم اکنون. الحال. درین زمان. در این وقت. حالا. مقابل بالمآل. درین ساعت. فی الحال. (ناظم الاطباء). در وقت: بالفعل ادای این مال میسر من نیست. || مقابل بالقوه : بالفعل هیچ یک موجود نیستند. (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ۲۵). چهار نفر آنها بالفعل در حساب و یازده نفر دیگر در ایام محاصره و بعد از آن متوفی شده اند. (تذکرةالملوک ص ۴۲). و رجوع به بالقوه شود.
کلمات همقافیه با «بالفعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر