معنی بالستان
5 بازدید
[ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان نیگیجه بخش مرکزی شهرستان سراب که در ۲۱ هزارگزی شمال باختری سراب و ۳ هزارگزی راه شوسهٔ سراب به تبریز در جلگه واقع است. ناحیه ایست دارای آب و هوای معتدل و ۸۱۵ تن سکنه، آب آن از رودخانهٔ محلی تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ لِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دول بخش حومهٔ شهرستان ارومیّه که در ۵۶ هزارگزی جنوب خاوری ارومیّه و ۳ هزارگزی باختر شوسهٔ ارومیّه به مهاباد در دره واقع است. ناحیه ایست دارای آب و هوای معتدل و ۳۰۰ تن سکنه، آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و چغندر و توتون و انگور و حبوبات و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «بالستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر