معنی بالست
6 بازدید
[ لِ ] (ص) دختر بکر و دوشیزه. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ شعوری ج ۱ ص ۱۵۲). باکره. (هفت قلزم) (فرهنگ ضیاء): کیست که از دمدمهٔ روح قدس حامله چون مریم بالست نیست.مولوی.[ لِ ] (پهلوی، اِ) اوج. مقابل حضیض (در ستارگان). (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بالست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر