معنی بالاذ
4 بازدید
(اِ) بالاده. کتل. پالاده. پالاد. پالا. پالای. بالاد. اسب جنیبت. اسب جنیبت باشد که پیشاپیش پادشاهان کشند. و رجوع به بالا و بالاد شود. || اسب پالانی بارکش. (برهان قاطع) (هفت قلزم) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بالاذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اذ» برای سرودن شعر