معنی بالاده
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (اِ) اسب جنیبت را گویند که اسب کوتل باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). بالاذ. (آنندراج) (انجمن آرای ناصری). کوتل. (ناظم الاطباء). و رجوع به بالاد و بالاذ شود.[ دِهْ ] (اِ مرکب) دهی که در بالاست نسبت بده دیگر. مقابل پائین ده.[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان نرم آب بخش دودانگه شهرستان ساری که در ۱۸ هزارگزی جنوب کیاسر و ۱۲ هزارگزی شمال باختری فولاد محله واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۲۰۰ تن سکنه، آب آنجا از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن لبنیات و غلات و محصولات دیگر دامی و شغل مردمش زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان شال و گلیم بافی و راهش مالرو است. در سال چهار ماه خرداد و تابستان را دراین محل ساکن اند و هشت ماه دیگر را با اجاره نمودن مراتع از دهستانهای میان دورود و قره طقان بین ساری و بهشهر و کنار دریا گله های خود را نگاهداری و در اوایل خرداد به ییلاق کوچ مینمایند. مراتع مهمی در منطقهٔ ییلاقی دارند. مختصر غلاتی نیز زراعت مینمایند. در زمستان برای حفاظت اماکن در حدود بیست خانوار سکنه دارد. آثار قلعه خرابهٔ بسیار قدیمی در کوه شمال آبادی معروف به «شاه دژ» وجود دارد. بین بالاده و «تیله بن» زیارتگاهی بنام میرزا فضل وجود دارد. معدن ذغال سنگ آنجا مورد استفاده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳). و رجوع به ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۸ شود.[ دِهْ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اسالم بخش مرکزی شهرستان طوالش که در ۱۰ هزارگزی جنوب هشت پر در جلگه واقع است. ناحیه ایست معتدل و مرطوب و دارای ۶۰۷ تن سکنه، آب آنجا از رودخانهٔ ناوچشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و پشم و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری و جوراب بافی و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ دِهْ ] (اِخ) دو فرسخ میانهٔ شمال و مغرب شمال اسفایقان است. (فارسنامهٔ ناصری). دهی است از دهستان جره بخش مرکزی شهرستان کازرون که در ۵۴ هزارگزی جنوب خاور کازرون و برکنار راه فرعی کازرون به فراشبند در جلگه واقع است. ناحیه ایست گرمسیر و دارای ۵۰۱ تن سکنه، آب آنجا از رودخانهٔ جره و چشمه تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و برنج و خرما و کنجد و ماش و شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷). و رجوع به جغرافی غرب ایران ص ۱۱۲ شود.[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیرم بخش گاوبندی شهرستان لار که در ۹۹ هزارگزی شمال خاور گاوبندی برکنار راه فرعی بیرم به اشکنان در جلگه واقع است. ناحیه ایست گرمسیر و دارای ۳۱۴ تن سکنه آب آن از چاه و باران تأمین میشود. محصول عمدهٔ آن غلات و خرما و لبنیات و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ دِهْ ] (اِخ) از دهات لار. رجوع به دبان شود. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «بالاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر