معنی بالادستی
5 بازدید
[ دَ ] (حامص مرکب) عمل بالادست. برتری. غلبه. چیرگی. || (ص نسبی) که بجانب علیاست. که سوی علیا قرار دارد. مقابل پایین دستی. که فوق جای دارد.[ دَ ] (اِ مرکب) تکالیف نهفته و پنهان. (ناظم الاطباء). ظاهراً تداول عامه است، چه جای دیگر دیده نشد.
کلمات همقافیه با «بالادستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر