معنی بالادار
6 بازدید
(نف مرکب) دارای بالا. بلند. متعالی. باعلو. || کشیده قامت. بلندبالا. بلندقامت : سرو بالادار در پهلوی مورد چون درازی در کنار کوتهی.منوچهری. || حافظ و نگهبان بالا. محافظ و نگهدارندهٔ جهت بالا.
کلمات همقافیه با «بالادار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر